Saturday, October 13, 2007

مهاجرین


این مطلب را در کامنتدونی زیتون نوشتم شما هم بخونید



تاریخچه مهاجرت ایرانیان

در این بیست و هفت سالی که از ایران مهاجرت کرده ام به علت علاقه به ایران و ایرانی ها همیشه سعی کرده ام که در مجالس و گردهمآئی های هم میهنانم شرکت کنم و در کارهای عام المنفعه شرکت داشته باشم در سالهای اول ورود به کانادا به خاطر تازه وارد بودن و مشکلاتی که مهاجرت دارد با کمک چند نفر از هم میهنان کانون ایرانیان را تاسیس کردیم که برای کمک به همدیگر و رفع مشکلات مهاجرتی بسیار سودمند بود و اکنون چندین کانون و موسسه و بنیاد در همین ونکوور وجود دارد که ادامه همان راه و روش است
در این سالها بخاطر تماس زیاد با مردم با چکونگی مهاجرت اغلب آنها آشنا شدم که دوست دارم این دانسته ها را با شما شریک شوم و اگر جائی آشتباهی کردم شما حتما آنرا اصلاخ کنید

قبل از انقلاب مهاجرت ایرانی ها جدی نبود و شاید نشود نامش را مهاجرت گذاشت بودند دانشجوبانی که آن سالها از ایران برای تحصیل آمده بودند و گرفتار عشق و ازدواج در خارج شده و ماندگار شدند و یا مامورین دولتی که بعد از ماموریتشان در خارج ماندند و به ایران برنگشتند که تعدادشان در اینجا از انگشتان دست تجاوز نمیکند و بیشتر در اروپا و بعد امریکا بودند البته دانشجوبانی هم که مخالف رژیم شاه بودند و تعداد زیادی را هم تبعیدی ها تشکیل میدادند که بیشتر در اروپای شرقی بودند و امریکای جهانخوار!

اما مهاجرت واقعی ایرانیان چند سالی قبل از انقلاب شروع شد درست بعد از امدن کارتر به ایران و رفتن هویدا > کسانی که شم قوی داشتند و یا اخباری بهشان رسیده بود کم کم شروع به مهاجرت کردند در سال اول انقلاب خبلی از کسانی که میدانستند اگر انقلاب پیروز شود گریبان گیر خواهند شد بسرعت ثروت های باد آورده شان را جمع و جور کردند و از ایران گریختند بعد از رفتن شاه از ایران موج مهاجرت ارتشیان و وزرا و وکلائی که میدانستد ماندنشان جز مرگ برایشان ثمری ندارد فرار را برقرار ترجیع دادند و عده ای که نمیخواستند یا نمیتوانستند بروند ماندن و تن به قضا و قدر دادند ،که عده ای کشته شدند ، وعده ای در زندان ماندند و بعضی بیکار شدند و عده ای هم جذب حکومت

در سال اول انقلاب و بعد ار پیروزی آن عده ای از ایرانیان تبعیدی و مهاجر به امید اینکه وطن وطن شده است به ایران برگشنتد ولی سالی بعد بیشترشان پشیمان و به مهاجرین جدید ملحق شدند ناگفته نماند عده ای هم در دستگاه های حکومتی به خدمت مشغول شدند که بعضی ها به وزارت و وکالت وصدارت هم رسیدند بعضی به اعدام شدگان پیوستند بعضی در زندان و بعضی ناچار و پشیمان از آمدن ماندند و سوختند و ساختند
اما موج اصلی مهاجران ایرانی بعد از روی کار امدن آخوندها و شروع جنگ با عراق به حرکت در آمد که آنها را به چند گروه تقسیم خواهم کرد

مهاجران سیاسی ( کمونیستها ، مجاهدین،سلطنت طلب ها )

مهاجرین جنگ


مهاجرین مرفع


مهاجرین صغرا خانم اینها!

بعد از کودتای آخوندها و گرفتن حکومت بدست خودشان مخالفین مبارز کمونیستها ، مجاهدین، و ملیون و طرفداران سلطنت که عرصه را به آخوندها باختند و جانشان در خطر بود دست به مهاجرت زدند
دسته بعدی کسانی بودند که به خاطر فرار از جنگ و یا فراری دادن پسرانشان از رفتن به جبهه دست به مهاجرت دسته جمعی و یا نصفه نیمه زدند زن و بچه ها را فرستادند خارج و خودشان ماندند تا مخارج آنان را تامین کنند که با خاتمه جنگ اکثریت ترجیح دادند در خارج بمانند و زندگی کنند

گروه بعدی خانواده هائی بودند که میتوانستند با ثروتی که دارند بدون دغدغه خاطر در خارج زندگی کنند و در جهنم جمهودی اسلامی نمانندکه در این روزها تعدادی از روحانیون هم به جمع آنان پیوسته اند

تا اینجا هر کدام از این مهاجرین علت و هدفی ار مهاجرتشان داشتند و به همین خاطر مشکلات و مصائب مهاجرت را هم قبول کردند و ساختند و جا افتادند و روزگار را با خوشی میگذرانند

اما.....

مهاجرین صغرا خانم اینها : که گروه ناراضی را در جمع ایرانیان تشکیل میدهند چرا که هدف مشخصی برای امدن به خارج از ایران و مهاجرت نداشتند و چون صغرا خانم اینها رفته بودند و اصغرآقا اینها هم ، پس ما هم باید برویم در این گروه پولدار و بی پول هم فراوان پیدا میشود و تحصیل کرده و بی سواد هم که نه در خارج دلشان خوش است و نه روئی در وطن دارند برگردند چه بگویند ؟

حالا خودتان را در یکی از این گروه ها پیدا کنید تا خیالتان اسوده و جوابتان داده شود

پ-ن.راستی یادم رفت از مهاجرین مفت خور و انگل یاد کنم:اینها فقط برای این مهاجرت کرده اند که ار چیزهای مفتی که در دنیای غر ب در اختیار مردم فقیر قرار میدهند استفاده یا در واقع سو استفاده کنند اینها از کمکهای دولتی که برای بیکاران و بیماران است استفاده میکنند و دزدکی کار هم میکنند و مثلا طلب پدرشان را از پول نفت میگیرند برای همین به سازمانی که این کمک ها را میکند شرکت نفت میگویند نا گفته نماند در بعضی کشورها به پناهندگان اجازه کار نمیدهند و آنها فقط باید با همین پول بخور و نمیر زندگی کنند حساب اینها از وردارو ورمالها جداست

بعضی از اینها خود را پناهنده سیاسی هم معرفی میکنند و جای پناهندگان سیاسی واقعی را اشغال کرده و یواشکی سرس هم گاهگاهی به ایران میز نند و باعث بد نامی پناهندگان واقعی میشوند اینجا که خیلی زیاد هسنتد بنا بر آمار اداره مهاجرت چند سال پیش لیست شش هزار نفرشان رااز سفارت ایران گرفته بودند .

5 comments:

1Saeed said...

سلام،
من شرمنده شما هستم. سايت بلاگرولينگ چند روزی است دچار مشکل شده و وبلاگ‌ها يکی در ميان پينگ می‌شوند. متأسفانه از دست من کاری ساخته نيست.
حالا خودم چند بار سعی می‌کنم تا وبلاگ شما را پينگ کنم.
شاد باشيد

تقویم تبعید said...

مانی خان
در بالاترین و بلاگ نیوز لینک دادم
اما جای مهاجرین نان خشکی خالیه ، کسانی که به امید دوزار پول به خارج آمده اند

خاتونك said...

من نمی دونم تو کدوم گروه قرار میگیرم. فکر کنم گروه ما رو یادتون رفته ذکر کنید گروه نسل سوخته ها. کسانی که خودشون از زندگی چیزی نفهمیدن پدر و مادراشون امید داشتن که وضع بهتر خواهد شد و برای همین ماندند و حالا اونها که خودشون پدر و مادر شدند دیگه امیدی ندارند و برای زندگی بهتر بچه هاشون مهاجرت کردند.

طلوع said...

سلام
فكر كنم ما هم جز همون گروهي هستيم كه خاتونك گفته.

roya said...

سلام مانی خان
ممنون از این که هنوز به یاد من هستید
نمی دونم به خاطر روز و شب اینجا و اونجاست؟ یا مشغله های بیشتر که کمتر فرصت می کنیم احوالی از هم بپرسیم

به هر حال امیدوارم هر چند دیر به دیر اما همیشه به یاد هم باشیم


باز هم منتظرتون هستم