Friday, February 27, 2009

امان از دست این بلوچ

بازهم این رفیق ناقلای ما خودش را زده به ناراحتی قلبی، رفته بیمارستان خوابیده تا دل از ماهرویان پرستار ببرد.

من که برایش از حسودی ،آرزوی سلامتی فوری میکنم.

خواستم بروم عیادتش پیغام داد، تو یکی نمیخواهد بیائی. فکر کرده میخواهم از چنگش در آورم.

بلوچ ،از آن طنز نویسانی است که زندگی خودش فکاهی است.

باهفت تا نان خور و این مملکت سرمایه داری، برای یک لقمه نون و بوقلمون خیلی باید دویدنت خوب باشد که برسی .

فشار به چند جا میاد . تازه این که هیچ باید به بعضی خواسته های آنور آب هم برسی و خیلی ها در تهران و بلوچستان و

کرج و آمل و بقیه جا ها در ایران، فکر میکنند که ما داریم اینجا خوش میگذرونیم و بفکر اونها نیستیم . فکر نمیکنند که

شاید ،
ما به اجبار آمدیم از ایران بیرون ،و از طایفه از ما بهترانی که پول شاهی ،و یا نقد جمهوری اسلامی را اینجا خرج

اتینامیکنند نیستیم.

اینجاست که قلب آدم درد میگیرد.

باشه رفیق، تو همانجا در بیمارستان استراحت کن تا قلبت خوب شود و برای وطن و هم وطن دوباره بسوزانش.

شاد زی بلوچ






7 comments:

خانمی said...

از طرف ما هم ازآقای بلوچ احوالپرسی کنید . انشاالله هرچه زودتر سلامتی خودشون به دست میارن.ما منتظر نوشته های ایشان هستیم

Anonymous said...

امان از دست این بلوچ
مانی خان حالا این آقا بلوچو دوباره بادکنک کردن تو رگش
سلام برسون
آریا
nejadaria.blgfa.com

زلما said...

با سلام به ماني خان گرامي :
ما هم در انتظار خوندن نوشته هاي دايي قادر هستيم اميدواريم هر چه زودتر مثل سابق فعاليتشون رو شروع كنند از طرف ما ازشون احوالپرسي كنين در ضمن ممنونيم از لطف و كامنت زيباتون
تا زود..خدانگهدار

زيتون said...

منصور جان من هم برای بلوچ عزیز آرزوی سلامتی دارم. دیروز که نوشته‌ی شما رو خوندن رفتم برای خودش کامنت نوشتم. حواسم نبود بیمارستان لپ‌تاپ نمی‌بره. امروز رفتم ببینم کامنتم تأیید شده دیدم نه:(یعنی هنوز نیومده خونه...
طنز نویس خیلی از خودش باید مایه بگذاره و سعی کنه غماشو بپوشونه و مردمو شاد کنه. بلوچ در تموم این سال‌های مهاجرت در مورد کشورش طنز نوشته و واقعا دست مریزاد داره. ایشالله صد سال دیگه هم مارو با طنزاش شاد کنه

بازباران said...

سلام
خداکنه این بلوچ خان شما با این اوصاف و این قلب رقیقشون تو بیمارستان واقعا قلبشون بیمار نشه!

ممنون از کامنت

خاتونك said...

مانی خان منتظرم که دوباره با خبرهای خوش از آقای بلوچ برگردید

فرهاد said...

مانی خان گل
از بلوچ چه خبر؟
می ترسم کار دست پرستارها بدهد
ممنون می شوم خبری از حال امروزش بنویسی