Monday, June 11, 2007

رجعت

برمیگردم

برمیگردم دوباره

تا میمون
.........تا یاخته

و شاید تا آدم
...............تا گِل

دوباره میسازمم

به دلخواه

به دلخواه خودم

به دلخواه تو

و قسمت میکنم دوپاره

دو نیمه ز فرق

عشق شعر...شعر عشق

شاعر میشوم با عشق

عاشق میشوم شاعر

میسرایمت با عشق

میپرستمت با شعر

..........................................

تا خودت

دوست دارم

کلامت را

نه تنت
که آلوده دیگریست

و تن من هم

بریز بر جام جانم شراب شعرت را

هوسناکم کن

مستِ مست

شهوانی

تا لب بگذارم بر لب شعرت

بمکم آبدار

بمکم
یک نفس
تا ابد

بیشتر
تا نفس هست

بپیچان بر اندام احساسم شعرت را

عشقه وار

بسُر
بالا

بالاتر

بنوش

بنوش از شهد خیالم
بنوش تشنه
بمک

پرکن پستان شعرت را

از شیره جانم

بنوشان به طفل باورم

بارورش کن

تا هماغوشی بکشانم

تا بیهوشی
مستِ مست

تکرار کن

دوباره

تکرار...............تکرار

تا ابد
............بیشتر

تا نفس هست
......................بیشتر

تا شعر
نه تا........ا خودت

تا خودتو



.............






هر کار کردم کوچک نشد این فونت راهنمائی؟



4 comments:

فرهاد said...

بالا غیرتا هر وقت رسیدی به مراحل اولیه ، یه کاری کن نیل آدم از یه حیوان دیگر بجز میمون منشغب بشه تا از دست امثال احمدی نزاد خلاص بشیم

رويا....پاييزانه said...

واي ماني خان عالي بود
چقدر از اين قسمت خوشم اومد

بنوش از شهد خیالم
بنوش تشنه
بمک

پرکن پستان شعرت را

از شیره جانم

بنوشان به طفل باورم



بي اغراق بگم خيلي به دلم نشست

طلوع said...

سلام
چه شعر پر احساسی بود این شعر شما
موفق باشید

nazkhatoun said...

مانی​خان جان ممنون بابت توضيحت. من هم همين الآن با گشتن تو گوگل فهميدم. به هرحال تا به امروز حتا تو فيلم​های مملو از خشونت هم چنين صحنه​هايی و چنين خشونت و بربريت عريانی رو نديده بودم. فاجعه است!