Sunday, June 17, 2007

علی پیشه رفت

ناگه خبر رسید علی خان پبشه رفت ////تنها علی نرفت همه ی برگ و ریشه رفت



رفته بود فوتسال بازی کنه با جوانتر ها عاشق فوتبال بود همیشه دلش میخواست فوتبالیست بمونه با پسرش و دوستهای اون داشت بازی میکرد همین سه شنبه دوتا گل زد دراز کشید روی زمین و دیگه بیدار نشد به همین راحتی بیدار نشد که روزپدر هدیه هایش را بگیرد
عجب مرد با صفائی بود یادش گرامی باد

8 comments:

فرهاد said...

آرام مردن نعمتی ست که فقط آنانکه سالها از درد منتظر مرگ هستند میدانند که چیست
من پدرم به همین راحتی دوست شما تمام کرد
همیشه میگفت دوست دارد با یک لبخند و به اندازه پلک بهم زدن به سرای باقی برود
فوت دوست شما که مطمئنا در زمان حیاتش همچون خود شما با صفا و مرام بوده را تسلیت عرض میکنم

مانی خان said...

ممنون از تو دوست خوب

خاتونك said...

تسلیت میگم. خوش بحال ایشون که اینقدر راحت از دنیا رفتن.

aliradboy said...

سلام
متاسفم از مرگ دوستتان.آنهم دوستی باصفا، بامرگی نابهنگام.
شعرتان زیبا بود
زتده وشادباشید!

طلوع said...

سلام
متاسفم از مرگ دوسستوتن.خب زندگی همینه دیگه یک روز آمدن و یک روز هم رفتن.مهم عرض زندگیه

---------------------

طلوع نو هم به روز شد

فرهاد said...

مانی جان ممنون بابت شعری که از اصغرآقا امانت گرفتی

ای کاش بقول خودت سرنشینان این آذرخش یا همان هواپیمای جنگی تولید ملایان را همان افرادی می شدند که نام بردی اما چه سود که درآمد و دریافتها مال اینان است و هزینه ها از آن ملت

طلوع said...

سلام
ممنون از حضور تون
شاد باشيد

Abdol-Qader Balouch said...

مانی خان
امید که جای رفته را غم پر نکند.