Thursday, December 24, 2009

شب یلدا

شب یلدا چه خوابی رفته بودم
چنان مست خرابی رفته بودم
نفهمیدم زبس نوشیدم از جام
سرشب زیر آبی رفته بودم

Sunday, December 06, 2009

شانزده آذر

خبرهای شانزده آذر نیامده و من هم مثل خیلی از ایرانیانی که در ساحل امن دور از وطن نشستیم چشم به راه آمدن خبرهای خوب هستم و نگران جوانان ایران که در این راه سبز آزادی قدم گذاشته اند
سال پنجاه و هفت که ما در خیابانها بودیم با سربازانی طرف بودیم که ایده ئولوژی نداشتند و فقط برای آرام کرده مردم در خیابان ها بودند نه برای کشتن مردم حادثه میدان ژاله هم ماجرای خودش را دارد
ولی این روزها این جوانان با سربازهای امام خونخواران در جنگند با سربازانی که ایده ئولوژی خون و شمشیر دارند و فهمشان به اندازه چرندیات امامان جمعه است
در زمان ما کارد به استخوان نرسیده بود هنوز میشد با زمانه کنار آمد به قول پهلوی طلب ها خوشی زده بود زیر دلمان ولی الان کارد به استخوان این مردم رسیده برای همین است که من نگرانم نکند کاری دست رهبر یکدست بدهند
وقتی که سبز میشوید
امید در دلم جوانه میزند
تا شکوفه های آزادی تان بشکفد
و من به درودتان بیایم
ای شاخسارهای جوان

Friday, September 25, 2009

حضرت آقا


صد دام بالا دیدی و صدام بلا را

عبرت نگرفتی تو ای حضرت آقا

دیدی که چطوری ز سوراخ درآمد

چون موش زبون آن خرک شاه نما را

شرمت شود ار این همه بیشرمیت ای شیخ

ظلم از چه کنی این همه این ملت ما را

دانی که خدا نیست به اسمش بکنی ظلم

کردی تو مترسک اگر هم هست خدا را

بود آنکه ولیعهد قبولش ننمودیم
خواهی بچپانی تو بزور مجتبی را

از یکطرفی سید و از یکطرفی شمر

تو زنده نمودی یه بام و دو هوا را

کافر که شدی دزد شدی جانی و قاتل

شایسته بود اینهمه اوصاف شما را

ای رهبر آزاده ی ملعون و مجسم

پنهان چه کنی آن عفن زیر عبا را

تاریخ وجود تو شده ثبت به تاریخ

هم مبدا وهم خاتمه ی جور و جفا را




Sunday, August 16, 2009

ضحاک

ندائی بود درچشمان آن دختر الا رهبر
که از نامت نمیماند بجز خونخواره ای دیگر

ندیدی خون چو گل بشکفت از آن غنچه لبها
هزاران لاله روئیدست در ایران ما یک سر

تو ضحاکی و بر دوش ات فراوان اژدها داری
هم از عمامه ای هم چادری هم از کله برسر

تو خود ویرانگری خونخواره ای مانند چنگیزی
جوانان وطن هستند همچون کاوه آهنگر

مرامت نیست یکرنگی تو هفت خطی و صد رنگی
بترسی از خط و رنگی که باشد سبز یا اخضر

تو یک تازی بیرحمی که چون اجداد خود کردی
بقلب کودکان دشنه به چشم مادران نشتر

چنان قدرت نموده کور چشمانت نمی بینی
سرانجام ستمکاران یکی از دیگری بدتر

به بازی سیاست باختی هم دین و ایمانت
نمیفهمی که بازی داده ات این چرخ بازیگر

تورا الله و اکبر بود آوردت بدین مسند
و حالا سخت میترسی هم از الله و هم اکبر

Tuesday, August 04, 2009

ندا

ندائی بود در چشمان آن دختر الارهبر

که از نامت نمیماند بجز خونخواره ای دیگر



عبدالقادر نازنین این بار دیگر رفت زیر تیغ جراحی امیدوارم که خوب و سلامت باز گردد در جایگاه طنزش

Sunday, July 19, 2009

سبز سبزم

سبز سبزم نگرانم تو مباش


Monday, June 22, 2009

عنتر

احمدی ای نژاده ات از خر
رفته تا کله در گُه رهبر
تو جوانان پاک ایران را
خس و خاشاک خوانده ای عنتر