Thursday, December 25, 2008

سالگرد زلزله بم

این سروده ی روز بعد از زلزله است که اینجا به مناسبت سالگرد آن دوباره میاورم



دیدی آفت زد به بادمجان بم
کرد ویران کلبه ی دهقان بم

خالق رحمان ببین رحمی نکرد
بر زن و بر کودک و مردان بم

زلزله گر آیت خاص خداست
آیت الله از چه زد بنیان بم

بم که شد ویران به دست شاه و شیخ
از چه ویران تر کنی ویران بم

گشت ویران خانه ها کاشانه ها
وآنچه بود از ارک و از زندان بم

زیرو رو گردید و یکسان شد بخاک
گوهر پیدا و هم پنهان بم

بهر درمان و دوا جائی نماند
سرنگون شد مهد بیماران بم

بار دیکر داغ دیدند و فراغ
آنکه ماند از جمله ی پیران بم

در عزای بم نه کرمان است و بس
در عزا و ماتم است ایران بم

ما که دوریم از وطن کوتاه دست
هموطن جان شما و جان بم

5 comments:

فرهاد said...

مانی خان گل
ممنون بابت تسلیت به دوستم
و باز هم ممنون بابت یادآوری فاجعه بم
در بلاگ نیوز لینک داده شد

فرید said...

دوست خوبم
کاش نوشته های من بخشی از خیالات نامتناهی ذهنم بودند و باز ای کاش هیچ وقت اونها رو از سال ها قبل تا همین چندروز پیش در مقابل دیدگانم ندیده بودم!
و کاش تو هم این خیالات رو که حتما در گوشه و کنار زندگی خودت بارها و بارها دیده ای کمی جدی تر نگاه
میکردی!
چند کوچه بالاتر همه واقعیت نیست اما خیال هم نیست!
تا بعد...

فرید said...

مانی جان
کامنتت رو اصلاح کردم
تا بعد

فرهاد said...

مانی خان گل
سال نو مبارک
با بهترین و صادقانه ترین آرزوها

mojtabahojatoleslami@hotmail.com said...

سلام
بیشتر از سی‌ سال پیش خونهای ملت ما درخت استقلال ، ازادی ، جمهوری اسلامی را میوه دا ر کرد ولی‌ متاسفانه رهبران ما غصهٔ پول چینی‌ ها و معاملات با اینها را میخورند و یا اینکه غصهٔ. این فلسطینیها و یا بدتر از همه حزب الهی ها را میخورند . هرکس ریش داره با یک اسلحه ادعای اسلامی بودن میکنه . من هزار با ر برای جمهوری اسلامی حقیقی‌ جان میدهم ولی‌ حاضر نیستم یک قطره خون برای این اسلام خراب کنها بدهم . امیدوارم این رهبران ما در روز سال گرد انقلاب فریاد االله و اکبر های مردم را دلیل بر اغتشاشگری تعبیر نکنند همین الله و اکبر های مردم بود که رهبران ما را بر کار گزا شت . بنده سی‌ سال پیش در مدرسهٔ طلاب قم درس خواندم و دو سال و نیم زندان شاه بودم . الله و اکبر