Tuesday, April 17, 2007

غزلقصیده ی الفبای دل

بسته ای پای دلم تا نرود جای دگر

تو ندانی که ندارد دل من ر
ای دگر

گر به آغوش دلت جای گزیند دل من

ز بهشتت نرود جانب طو
بای دگر

دل من شیشه و هجر تو بود سنگ گران

پای بستی و شکستی ز دلم
پای دگر

به مثال دل سنگت چه فراوان دلهاست

نشود این دل من عاشق هم
تای دگر

بگشا بند جفا پای دل سوخته را

خانه زاد است دل من نرود
جای دگر

عهد یکجانبه بسته دل تو با دل من

شده این عهد تو با دل ترکمن
چای دگر

دل رنجور مرا گر که شفایش بدهی

نرود بهر شفا سوی مسی
ح ای دگر

نظری بر دل ما کن که هوا خواه تو شد

بهراین یوسف دل نیست ز
لیخای دگر

قول دادی که ز سودای دلم توبه کنی

توبه را هم بشکستی تو به سو
دای دگر

بسکه آزار و اذیت ز دلت دید دلم

که تحمل نتواند دلم ای
ذای دگر

داستان غم این دل همه در برزن و کوی

که شنیده نشود قصه غم
زای دگر

تو به مانند پری در نظرش جلوه کنی

نظرش نیست در اینجا به پری
س ای دگر

به تماشای دلت تا که بشیند دل من

آرزو هیچ ندارد به تما
ش ای دگر

عاشق شهر تو شد این دل دیوانه من

نرود این دل دیوانه به اق
ص ای دگر

از غم دوری تو نیست فقط دل را غم

غم به درد آوردم جمله ی اع
ض ای دگر

گر خطائی ز دل پر شررم سر زده است

خواهشم نیست به جز بخشش و اع
ط ای دگر

کرده خاموش غمت این دل غوغائی من

نیست در خاطر او فکرت غو
غ ای دگر

باغ بی برگ ونوای تو دلم را طوباست

خرم باغ تو را نیست مص
ف ای دگر

منتظر تا به دلم اب حیاتی بدهی

که نگیرد دل من آب ز س
ق ای دگر

تکیه بر عهد تو کرده ست نیازار دلم

تکیه هرگز ننماید به مت
ک ای دگر

دل من بنده و هم حلقه بگوش است ترا

سرکجا خم بنماید بر مول ای دگر

چهر زیبا ز چه مخفی بکنی کین دل من

نتواند که ببیند رخ و سی
م ا ی دگر

مست از باده ی عشقت چو نمائی دل را

می ننوشد ز لب ساغر و می
ن ای دگر

راز سر بسته کند فاش بر یار (خدنگ)

جز تمنای توام نیست تم
ن ای دگر

وای از آن دل که گرفتار ستمکاری گشت

جز ستم نیست دل سنگ ترا
وای دگر

دل فراوان شکنی عاشق دلسوخته را

مشکن این دل عاشق بر دل
ه ای دگر

بسر شوق بپای تو فتاده دل من

نکند این دل دیوانه هوس
ه ای دگر

هنر توبه شکستن چو پسند دل توست

نظر لطف نداری به هنر
ه ای دگر

تو ندانی چو بخوابم همه رویای منی

دل تنگم نپسندد شب رو
ی ای دگر

-------------------------------
برای حروف ث -ژ - ظ - گ لغطی پیدا نکردم ن و ه تکرار شده ر هم مفقود شده


6 comments:

zolma said...

سلام استاد.چند بار كامنت گذاشتم اما ثبت نشد نمي دونم اين كامنت برسه يا نه؟غزتونو خوندم چند بار و واقعا بهتون تبريك ميگم به خاطر اين همه توانايي.من كه لذت بردم مطمئنم بقيه هم نظر مرا خواهند داشت.
هميشه برقرار باشيد....
تا بعد...

roya ...پاییزانه said...

واییییی
بعد از این همه پست های سیاسی چقدر این شعر چسبید
خواستم چند قسمت شعر که زیباتر بود رو انتخاب کنم دیدم نمیشه واقعا همش زیبا بود

hamed said...

سلام مانی جان. در مورد قالبی که گفته بودی فکر میکنم و اگه طراحی کردم خبرت میکنم.

Anonymous said...

http://penlog.blogspot.com/2007/04/blog-post.html

saazyin said...

سلام مانی خان
عجب غزلقصیده ای بود الفبای دل حالا مهم نیست همه حروف و جا بدین ... حظ کردم
چرا
من همه اش فکر می کردم شما فقط قالب نو کار می کنین؟

مانی خان said...

پنلاگ یا کانون وبلاگ نویسان ایران برای کمک به کیانوش سنجری که در کردستان عراق بسر میبرد اطلاعیه داده ولی نمیدانیم چه کمکی از همه ساخته است آن بالا ناشناسی لینک سایت پن را داده است خودتان نگاه کنید