Friday, December 21, 2007

یلدا

چند یلدائیه سروده ام که اینجا میاورم و بعد از ان یک تک بیت ازدیوان ایرج میرزا را در غزلی یلدائیه آورده ام هر چند که نمیدانم چرا این تک بیت را دارد و آیا بقیه این شعر گم شده و یا نسروده است از کسانیکه شعر اروتیک دوست ندارند و دور و بر دیوان ایرج نمیروند خواهش میکنم از خواندن این شعر خودشان را معاف کنند تا مور مورشان نشود خدائی نکرده

...............

شبهای سرد یلدا پر رمز و راز باشد

دلدار ماهرویت غرق نیاز باشد

کردی بهانه گقتی تنگ است وقت و خفتی

بر وعده ات وفا کن امشب دراز باشد
..............

شب یلدا عجب دراز شبی ست

وقت در آن زیاد میاید

عاشق ار کار کشته هم باشد

کار و بارش کساد میاید
..........

شب یلداست بامن مهربان شو

گل پژ مرده ام را باغبان شو

بیا امشب مرا تنگ بغل گیر

لبت نه بر لبم آرام جان شو

.....

بازم شب یلدا شد و دل کرده هوایت

قربان سرو صورت و لبها و صدایت

بیمار توام بستر من منتظر توست

ای دکتر من جان به فدای سرو پایت

.........

و اما.........این هم از زیر کرسی


.......
شب یلدا ، شب سرد و درازیست

شب عشاق و عشق و عشقبازیست

شب یلدای من همواره نیکوست

که خانه پر ز یاران پری روست

بساط سور و ساط و عیش و عشرت

مهیا گشته خوش آن هم به کثرت

شراب و شب چره باشد مهیا

میان خانه هم کرسی است برپا

لحاف پشمی چهل تیکه رویش

نشسته دلبران در چهار سویش

من و مجموع حوران زمینی

به خوابت هم چنین شب را نبینی

بخوانم شعر هایم را در آنجا

که خنده آورم بر روی لبها

به سر انگشت دستان هوسباز

بلور سینه ها را میکنم ناز

(به انگشتان پا از زیر کرسی
زکسها میکنم احوال پرسی) ....این بیت ایرج

گرفتم بیت ایرج را کرایه
که تضمینش کنم مانند دایه

که حیفم آمد این تک بیت زیبا
بماند بی غزل آن گوشه تنها

اما اگر

به انگشتان پا از زیر کرسی
ز گلها میکنم احوالپرسی

گل نشگفته ی نا سفته ی ناب
همانیکه ببینی در شب ا ت خواب

گلی چون غنچه اما نو شگفته
مثال نرگس اما نیم خفته

گلی که گر نمائیدش ورا بو
شوی جان من از این رو به آن رو

در این اشعار جان هر چه مرده
کمی اشعار ایرج دست خورده

خوشا شاعر که دارد طبع شیرین
گهی بر زین و گاهی پشت بر زین


امید وارم شب یلدای شما هم مثل من و ایرج به شما خوش بگذرد

5 comments:

سعيد حاتمی said...

سلام،
ای کاش می دونستم فيوز بلاگرولينگ کجاست! ولی اميدت رو از دست نده، خود من دست کم شونصد بار پينگ می کنم تا يکيش جواب بده.
در ضمن خودمونيم، کم کم بايد بجای حافظ تفالی به گپ و گفت بزنيم.
شاد باشی

فرهاد said...

مانی خان گل
این چند جا را ببین
اما من خودم هم نمیدانم چه باید کرد

http://ping.1irani.com/index.php

واینجا

http://pinger.blogard.com/

فرهاد said...

در بالاترین لینک دادم تا تلافی بلاگرولینگ شده باشد

رهگذر said...

مانی خان مان بسلامت باشند.

چه فرمان یزدان چه فرمان مانی
کجا بی حضورش توانی بمانی؟!

چو فرمان برانی، بر آنم که دانی
روا کی بدانم سر از امر مانی

کنون امر فرموده ما را که نو کن
نوشتار خود، رهگذر، تا توانی

صفایی است در شعر مانی همیشه
چو یلدا بیاید برایش بخوانی

چو از بیت ایرج مدد می ستاند
ز شعرش دل از دست یلدا ستانی

پس آنگه دلت را مهیای ره کن
که کامت روا میشود در جوانی !

zolma said...

سلام ماني خان گرامي .همه ي يلداييه ها رو خوندم و لذت بردم.اومدم بگم منهم با 4 اپيزود عاشقانه چشم به راه نقد و نظر ارزشمندتون هستم.فرصت دارين سري بزنين؟