Tuesday, March 13, 2007

نوروز نامه

به عید چیزی نمانده است من این نوروز نامه را چند سال پیش یا بهتر بگویم چندین سال پبش که هنوز ج . ا نیامده بود سرودم همان زمان که کله بوی قورمه سبزی میداد و حالا که جهان وطن خیلی از ما شده خواندن دارد

روز نوروز چو از راه رسد

خبر مرگ غم و آه رسد

دوست داریم که شادی باشد

در همه کار گشادی باشد

گره از مشکل ما وا بشود

مشکلاتم کمرش تا بشود

همچو گلهای بهاری خندان

طمع و از رود از دندان

پاک و پاکیزه شود با مسواک

با خمیری که کند غم را پاک

سرخی گونه شود صد چندان

زردی و درد رود در زندان

دشمنی ها همه نابود شود

حاصل معامله ها سود شود

شب رود از دل تاریک دلان

صحبت از عشق شود وقت اذان

قبله تعویض شود از دل سنگ

مهربانی و شراب و آهنگ

حق انسانی و دنیا وطنی

بشود قبله هر مرد و زنی

خواهر و دوست برادر و رفیق

جمله یک حرف شود یار شفیق

حرف انسان بشود ورد زبان

غیر آن تفرقه آید به میان

خرد پاک شود قاضی ما

تا کشد طینت ناراضی ما

دشمنی پاک شود از تاریخ

کینه از دل بشود کنده ز بیخ

این همه فتنه که در دنیا هست

همه از دین و سیاستها است

دوستی گر بشود مذهب و دین

چه بهشتی بشودخاک زمین

جهد کن جهل فراری بشود

نکند مظهر خواری بشود

روز نوروز بیا شادی کن

فکر آبادی و آزادی کن





7 comments:

مرد پیر said...

درود
و شاد باش نوروزی

مرد پیر said...

درود
و شاد باش نوروزی

طلوع said...

سلام

پس شما خیلی وقته طبع شاعری دارید.شعر قشنگی بود

zolma said...

salam ostad eyde norooz ro pishapish behetoon tabrik migam va che shewre ghashangi soroodid .man ham be roozam age eftekhar bedin midoonin ke cheghad r khoshahlam mikonin.ta baad ya hagh...

فرهاد said...

مانی جان
آخ که گل گفتی
کاش دین همه عشق و محبت بود
کاش سیاست به خردورزان واگذار میکردند و دین را به عشاق تا هرگونه میخواهند با وعبود عشقبازی کنند و دست از مخلوق بردارند

فعلا که بلاگ نیوز به من راه نمیدهد که احتمالا ایراد از این سرور همیشه مافنگی من است
هروقت صفحه بلاگ نیوز باز شود لینک میدهم

رعنا said...

درود دوست عزیز...شعر بسیار زیبا وگویایی ست.نوروز پیشاپیش بر شما مبارک

فرهاد said...

من یادم نیست قبلا اینجا کامنت نوشتم یا نه !!! خب عیبی نداره دوباره مینویسم
حقیقتا کاش دین همه مردم عشق و دوستی میشد
شعر نوروزی شما در بلاگ نیوز درج شد